تبليغاتX
جام تهی

جام تهی

یاد خدا آرامبخش دلهاست



چقدر دلم می خواهد چیزهایی که آزارم می دهد ساده ساده بگویم

و تو راحت بفهمی .

گاهی احساس می کنم بی نشان ترین بادها نشان از من نخواهند دید

و گاهی آنقدر منتشرم که برای پاره های دلم باید تابوتی به سادگی زمین داشت .

دست خودم نیست دوست دارم برای تابوتم گیسو بتکانی

و خنده های یخ زده ام را با خاکستر دو تارم ، گرم بسوزانی .


....................................

بی ربط :

بهشت چشمانت در لجن باتلاق بی حرمتی فرو رفت

می دانم که قلب تو فاقد سلولهای وفاداری اند .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت   توسط جام  | 



وقتی بارون ریز ریز رو آسفالت خیابون سر می خوره یهو هوس می کنم

زیر قطره هاش راه برم

نمی دونم چرا وقتی از کنار جدول توی پیاده رو رد می شم دلم غنج می ره واسه اینکه

قدم های کج و ماجوم رو نثار جدول کنم

یا وقتی یه گربه رو می بینم بی اختیار دلم می لرزه تا دنبالش کنم و بترسونمش

بی تاب می شو واسه لی لی

واسه آبنبات خریدن از بقالی سرکوچه

واسه زخم های سر زانو و آرنج

واسه لواشک و تمبر هندی و ...

امروز که نی موزیکال دیدم تمام این همه خاطره رژه رفت تو افکارم

بعدم خریدمش تا عقده ای نشم !


پ . ن. لطفا بگین چه روزایی تو هفته بهتره واسه دور هم جمع شدن ، منتظرم


+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت   توسط جام  |